درد

با احتساب سه ساعت و نیم خواب دیشب و دو ساعت خواب امروز ظهر سرجمع پنج ساعت و نیم بیشتر نخوابیده ام.وقتی به او گفتم که روزی شش ساعت بیشتر نمی خوابم، ازم قول گرفت که بیشتر بخوابم.گفت شش ساعت خواب برایِ دختری به سنِ من خیلی کم است و همچنین گفت نمره آنقدر ارزش ندارد که به خاطرش از خوابت بزنی و نگران نباش در کنکور هم تاثیر ندارد.اما همین مامان که آنجا نشسته بود و حرف هایِ او را تایید میکرد اگر معدلِ من 0/3 از حد نصاب پایین تر بیاید میگوید آره زهرا درس نمی خونه که!

حقیقتاً من دیشب هرکاری کردم تا بخوابم .از توصیه هایِ مامان مبنی بر خوردن شیر و نارنگی قبل خواب گرفته تا فرستادن نزدیک دویست سیصد صلوات و شمردن هزار و خورده ای گوسفند .با همۀ اینها فکر کنم نزدیک ساعت 2 بود که به خواب رفتم و نهایتا پنج و نیم با سردردی عجیب بلند شدم . سردردی که تا الان هم دست از سر پرموی مان برنداشته و فکر کنم با همین سردرد قرار است شیمی بخوانم. قول میدهم دوشنبه که از سر جلسه برگردم به اندازۀ همۀ ساعت هایِ کم خوابی ام بخوابم.

امتحان دینی بد نبود.به نطر خودم 0/25 غلط دارم البته به نطر خودم!
+ نوشته شده در شنبه ۲ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۱۶ توسط زِدْ عِِـچْ آرْ … | نظر بدهید
آندرومدا :)
۰۲ دی ۹۶ , ۲۲:۵۴
شیر و نارنگی ؟ :|

پاسخ :

شیر جدا نارنگی جدا
یک بلاگر
۰۳ دی ۹۶ , ۲۳:۵۹
از بچگی از دینی متنفر بودم
{ادم توجه کننده به حاشیه ها :|}

پاسخ :

بچگی دینی نداشتیم هدیه های آسمان داشتیم:/
یک بلاگر
۰۴ دی ۹۶ , ۱۳:۰۵
خیر ..
بچگی بنده هدیه های آسمان وجود خارجی نداشت :))
اسمش دینی بود!

پاسخ :

هشتگ نسل سوخته

جداً دینی بود؟
یک بلاگر
۰۴ دی ۹۶ , ۱۳:۱۴
اره
جلد فکر می کنم آبی ای داشت و خیلی هم سخت بود.
ترتیب اسم اماما و این صحبت ها .
اسمش دینی بود
بعدا که ما رفتیم راهنمایی اونجا دینی داشتیم ابتدایی ها شدن هدیه آسمان . وقتی هدیه های آسمان رو خوندم دیدم پشمک شده!
خیلی خیلی ساده !
داستان های خیلی خیلی ساده . اون زمان کتاب دینی در حد دبیرستان بود و کتاب دبیرستان در حد کتب حوزه!
انواع توبه و اصول دین و فروع دین و نحوه نماز و ترتیب امام ها و کدوم حدیث برای کدوم امامه و جعلی بودن حدیث رو از کجا می فهمن و عرضم به خدمتت که جاعلان حدیث ها کیا بودن و مزرعه آخرت چیه مزرعه دنیا چیه اوووف
بعد هدیه های آسمانی شد در حد داستان های خیلی ساده دینی که سوالاتشم این بود که حضرت علی مثلا نصف شب غذا برای کی می برد؟
آفرین! فقیرا و مستمندان!
نسل سوخته ایم ما واقعا

پاسخ :


من همینشم همیشه گند میزنم دیگه برای ماهم مثل شما بود یقینا دینیو می افتادم
{خدا را شکر می کند}
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان