بیا بنویسم رو خاک رو درخت رو پرِ پرنده رو ابرا

1.راهنمایی که بودیم همیشه دوشنبه ها کار و فناوری داشتیم.تو زنگای کار و فناوری اغلب دو حالت داشتیم؛یا انقدر خمیازه میکشیدیم که دهنامون دو سانت از عرض و طول کش بیاد یا انقدر میخندیدیم که از دل درد بمیریم.هر موقع که خیلی میخندیدم مبینا میگفت به همین اندازه که خندیدید زنگ بعد گریه می کنید و همینم می شد.دیروز خیلی خندیدیم .بیست دقیقۀ تمام نشسته بودیم کف سالن و به یه چیز مسخره میخندیدیم.گفتیم هیچی دیگه تموم شد الان عربی میاد یه امتحان میگیره جد و آبادمون میاد جلو چشمون .عربی امتحان که نگرفت هیچ از دو نفر بالا و پایینِ اسم من پرسید ولی از من نپرسید^-^.ما گفتیم که نظریۀ پرفسور مبینا خسرویان رد شده یا حداقل یه استثنا واسش پیدا شده غافل از اینکه پرفسور این نظریه رو طیِ تحقیقات و مشاهدات بسیاری ثابت کرده بودن.امروز خیلی شرایط بغرنجی به وجود اومده بود .نصف کلاس اَچک میریختن و نصفِ دیگه اونارو آروم میکردن.هر کی از دور نگاه میکرد فکر میکرد همۀ کلاس با هم فِیل این لاو شدن.معاونمون فازِ آپتیمیستیک برداشته بود و هی میگفت به جنبۀ مثبت ماجرا نگاه کنید به این فکر کنید با سوالایِ بیشتری آشنا شدید:|.به میمنت این فاجعه پای یازدهمای مدرسه هم به کلاسمون وا شد.اونا هم تجربیات خودشونو در اختیارمون گذاشتن و گفتن آه و فغان رِ تموم کنید همۀ امتحانارو که نباید بیست بشید و ... . بله دیگه در نهایت ماهم اولین تکِ امسالمون و گرفتیم:|.پیشرفت چشمگیری داشتم از بیست رسیدم به تک {صدای دست زدن حضار}


2.امروز هر غلطی کردم به جز درس خوندن! با الهه بله و خیر برعکس بازی کردم،خوابیدم،فوتبال دیدم، به مبین زنگ زدم چرت و پرت گفتیم بهش گفتم انشا هامو بنویسه بفرسته :دی و از همه مهم تر گامی بزرگ در آموزش زبان ترکی برداشتم.سر جمع چار پنج تا کلمه یاد گرفتم:| کتابی که تَوَس بهم داده بودو خوندم الانم منتظرم مبین انشاهارو بفرسته بشینم وارد کنم .


3.خوشبختانه یا متاسفانه باید با مامانم اینا برم .شیمی رو هم احتمالا باید تو فرودگاه بخونم:| هر چقدر بهشون میگم من امتحان دارم نمیام میگن تا دیروقت اونجاییم نمیشه. دختر خالم نمیاد من باید برم . به کدامین گناه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نیت کرده بودم که اگه این هفته به خوبی و خوشی بگذره یه گیگ نت پخش کنم،تا الان پونصد مگش پریده پونصد مگِ بعدیم به ضرس قاطع میپره.من همون نذر نکنم بهتره:|


4.اخیراً با این آهنگ خزا خیلی ارتباط برقرار میکنم.اصلا میخوام فلش سرویسمونُ بگیرم از این به بعد هایده مهستی گوش بدم خیلی ام لاکچری*_*




+ نوشته شده در دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۱۹ توسط زِدْ عِِـچْ آرْ … | نظر بدهید
khanom ix
۲۱ آذر ۹۶ , ۱۵:۱۳
ورودت رو به جمع تکی ها تبریک عرض مینماییم^^
از طرف تکی پیشکسوت

پاسخ :

سلام تکی پیشکسوت

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
دهخدا گفته که سقف به معنایِ آسمانِ خانه است. در اون صورت اینجا هم میشه آسمون خونهٔ رویاهایِ من. آسمون اینجاهم مثلِ آسمونایِ دیگه بعضی وقتا آفتابیه،بعضی وقتا بادی و بعضی وقتا بارونی و حتی بعضی موقعه هاهم ممکنه رعد و برق بزنه و همه چی نابود شه.هیچی قابل پیشبینی نیست
پیوندها
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان